پیامبر صلی الله علیه و آله نور است

در حدیث لوح آمده که : پیامبر صلی الله علیه و آله نور است.


خداوند یک سوره نازل کرده به اسم سوره‌ی شمس، یک سوره نازل کرده به اسم سوره‌ی ضحی؛ و مهم این است که در یک سوره قسم خورده به خود آن خورشید و به ضحی و نوری که از او در عالم پخش شده، باز در یک سوره دیگر بالنسبه به نوری که از او منتشر شده، قسم مستقلی یاد کرده .
عن أبی عبد الله (علیه السلام)، قال: سألته عن قول الله عز و جل: وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها، قال: «الشمس رسول الله (صلى الله علیه و آله) أوضح للناس دینهم».
قلت: وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها؟ قال: «ذاک أمیر المؤمنین (علیه السلام)، تلا رسول الله (صلى الله علیه و آله)».
قلت: وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها؟ قال: «ذاک الإمام من ذریة فاطمة نسل رسول الله (صلى الله علیه و آله)، فیجلی ظلام الجور و الظلم، فحکى الله سبحانه عنه، فقال: وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها یعنی به القائم (علیه السلام)».
قلت: وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشاها؟ قال: «ذاک أئمة الجور، الذین استبدوا بالأمور دون آل الرسول و جلسوا مجلسا کان آل الرسول أولى به منهم، فغشوا دین الله بالجور و الظلم، فحکى الله سبحانه فعلهم فقال: وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشاها»[1]
در این سوره فرموده: وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا. منظومه دو منظومه است:
یکی منظومه‌ی مُلک،
 یکی منظومه‌ی ملکوت.
قرآن مجید ظاهرش ناظر به مُلک است، باطنش ناظر به ملکوت است.
مَا تَرَى فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِنْ تَفَاوُت.
اگر در این منظومه برای پرورش معادن، خورشید [را] آفریده، در آن منظومه هم برای پرورش معادن انسانیت... الناس معادن... الناس معادن کمعادن الذهب والفضة. مستخرج این معادن، شمس منظومه‌ی ملکوت است.
لذا حجت خدا فرمود: تأویل آیه این است: قسم به آفتابی که احمد مصطفی است، اوست آفتاب منظومه‌ی ملکوت، و ضحای او دینی است که از او در عالم منتشر شده. حالا خود او چه گوهری است، ضحای او که باز در آن سوره دیگر فرموده: والضحی، آن ضحی چه ضحایی است.
اما در قرآن: یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا ، وَدَاعِیًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِیرًا. دیگر به بقیه‌ی کلمات آن حضرت نمی‌رسیم.
 مسئله این است: خلقت رسول الله صلی الله علیه و آله  اولش چه بوده، بعد ولادت چگونه بوده، بعد رضاع چه جور بوده، بعد بعثت چه جور بوده، بعد وفات چه جور بوده، هر یک قیامتی است.
سَمِعْتُ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ علیه السلام یَقُولُ: «إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ مُحَمَّداً و عَلِیّاً و أَحَدَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِهِ مِنْ نُورِ عَظَمَتِه‏[2]
 خلق الله محمدا من نور عظمته . دیگر این جا کُمِیت اولین و آخرین لنگ است. مبدأ خلقت، نور عظمت خدا. کی خلق شده؟ تا عالم خلق شده چقدر فاصله بوده؟ "اول ما خلق" او است، آن هم مبد‌أ خلقت این. بعد اهل بیت او از نور او. بعد بقیه‌ی انوار از نور اهل بیت او. سیر مسئله این است.
آنچه درکش برای ما قابل نیست، فقط گفتنش میّسر است: هزار دهر... دهر چیست؟ عالَم، سه عالَم است: زمان، دهر، سرمد. هزار دهر فقط او بود و خدا؛ خدا بود و او. هزار دهر... بعد از هزار دهر، ارواح انبیاء را خلق کرد. از وقت خلقت ارواح انبیاء تا زمان خلقت آدم دوهزار سال فاصله است، نه به سالی که در این عالم است، سنین ربوبی! یک روزش عند الرب پنجاه هزار است. به همچو سالی دو هزار سال قبل از خلقت آدم ارواح انبیاء را آفرید. بعد که ارواح انبیاء را آفرید، این آیه پیدا شد: وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ النَّبِیِّینَ - این است پیغمبر خاتم- وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ النَّبِیِّینَ ،[در] جمع محلی به ال، از آدم تا به عیسی همه مأخوذ. مورد میثاق چیست؟ کتاب و حکمتی است که به آن‌ها داد. بعد عمده این است: ثُمَّ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ. میثاق از صد و بیست و چهار هزار پیغمبر گرفت که همه باید ایمان به او بیاورید، وَلَتَنْصُرُنَّهُ، همه باید یاور او باشید؛ خلاصه معنای اسمی اوست، همه معنای حرفی هستید. قَالَ... شدت امر این است: این خطاب به ابرهیم است، به موسی بن عمران و عیسی بن مریم است؛ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِکُمْ إِصْرِی قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَکُمْ مِنَ الشَّاهِدِینَ؛ این است پیغمبر خاتم. اگر بخواهی بدانی او کیست، آیه نور را بخوان: اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ ، وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى. خدایی که مِثل ندارد، خودش را به او مَثَل زده.
جالب اینکه در فراز چهل و هفتم از دعاى" جوشن کبیر" که مجموعه‏اى از صفات خداوند متعال است مى‏خوانیم: یا نور النور، یا منور النور، یا خالق النور، یا مدبر النور، یا مقدر النور، یا نور کل نور، نورا قبل کل نور، یا نورا بعد کل نور، یا نورا فوق کل نور، یا نورا لیس کمثله نور!:
در کتاب" روضه کافى" از امام صادق علیه السلام مى‏خوانیم که در تفسیر آیه نور فرمود:
ان المشکاة قلب محمد (صلی الله علیه و آله )، و المصباح النور الذى فیه العلم، و الزجاجة قلب على او نفسه:
" مشکات قلب محمد است، و مصباح همان نور علم و هدایت، و زجاجه اشاره به على علیه السلام  یا قلب او است که بعد از رحلت پیامبر این مصباح در آن قرار گرفت .
 در حدیث دیگرى که در" توحید صدوق" آمده است چنین مى‏خوانیم:
امام باقر علیه السلام  فرمود: ان المشکاة نور العلم فى صدر النبى (صلی الله علیه و آله ).[3]

[1]- البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص: 672
[2]  الکافی (ط - دارالحدیث)، ج‏2، ص: 693
[3]    تفسیر نمونه، ج‏14، ص: 486
/ 0 نظر / 46 بازدید